الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

177

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )

سه خشت طلا را مالك گردد . از طرفى آن‌دو با يك‌ديگر گفتند : هرگاه برگشت او را بكشند تا تمام طلاها مال خودشان باشد . وقتى بازگشت او را به قتل رساندند و سپس از غذا خوردند و خودشان نيز مردند . در اين هنگام حضرت عيسى عليه السّلام به نزد آنان مراجعت نمود ، درحالىكه هرسه مرده بودند . پس آن حضرت عليه السّلام آنان را به اذن پروردگار زنده نمود و به آنان گفت : مگر به شما نگفتم كه اين ، مردم را مىكشد ؟ ! نعمت‌هاى ابدى عباد اللّه انّه ليس لما وعد اللّه من الخير مترك ؛ بندگان خدا ! به‌راستى براى آن‌چه كه خداوند از خوبىها وعده داده رهاكردن نيست ( نبايد ترك شود ) . خداى تعالى مىفرمايد : إِنَّما يُؤْمِنُ بِآياتِنَا الَّذِينَ إِذا ذُكِّرُوا بِها خَرُّوا سُجَّداً وَ سَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ * تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ * فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ « 1 » ؛ تنها كسانىكه به آيات ما ايمان مىآورند آنان هستند كه چون متذكر ( ياد خدا ) شوند به سجده ، رخ بر خاك نهند و به تسبيح و تنزيه ، ستايش پروردگار كنند ، و به كبر و نخوت سر از فرمان حق هرگز نكشند ، ( شب‌ها ) پهلو از بستر خواب حركت دهند و با بيم و اميد ( در نماز شب ) خداى خود را بخوانند و از آن‌چه روزى آنها كرديم به مسكينان انفاق كنند . هيچ‌كس نميداند كه پاداش نيكوكارىاش چه نعمت و لذت‌هاى بىنهايت كه روشنىبخش ( دل و ) ديده است در عالم غيبت براى او ذخيره شده است . إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ * عَلَى الْأَرائِكِ يَنْظُرُونَ * تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ * يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ * خِتامُهُ مِسْكٌ وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ * وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ * عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ « 2 » ؛ محققا نيكوكاران در بهشت ابد متنعمند . آن‌جا به تخت‌هاى عزت ( تكيه زنند و )

--> ( 1 ) . سجده ( 32 ) آيات 15 - 17 . ( 2 ) . مطففين ( 83 ) آيات 22 - 28 .